با شمایم نشنیدید جوابم بدهید

 

تشنگی کشت مرا جرعه ی آبم بدهید

 

تشنه ام وای اگر آب به دستم نرسد

 

دست کم آب ندادید سرابم بدهید

 

سالهاست که این شهر به خود مست ندید

 

عقل ارزانیتان باد شرابم بدهید

 

درد عشق است که جز مرگ ندارد مرهم

 

چوبه دار مهیاست طنابم بدهید

 

خواب تا مرگ کسی گفت فقط یک نفس است

 

قسمتم مرگ نشد فرصت خوابم بدهید

 

گفته بودید که هر جرم عذابی دارد

 

عاشقی جرم بزرگیست عذابم بدهید

 

 

از یه دوست


 

نوشته شده توسط شیرین در چهارشنبه 17 مرداد1386 ساعت 7:6 موضوع | لینک ثابت